تبليغاتX
حاج چارلی
آزادي بيان در ايران حکم اين قضيه را دارد
بين يك آمريكايي و شورويايي درباره «آزادي» گفت‌وگويي رخ مي‌دهد. آمريكايي مي‌گويد آنقدر «آزادي» در كشور من وجود دارد كه من مي‌توانم جلوي كاخ سفيد بروم و تظاهرات اعتراضي بكنم و شعار «مرگ بر آمريكا» بدهم و كسي هم مزاحمم نشود و دردسري هم برايم بوجود نيايد.

در مقابل شورويايي نيز گفته بود در كشور من نيز آنقدر «آزادي» وجود دارد كه من مي‌توانم جلوي سفارت آمريكا در مسكو بروم و تظاهرات اعتراض آميز بكنم و شعار «مرگ بر آمريكا» بدهم و كسي هم مزاحمم نشود و دردسري هم برايم بوجود نيايد!

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 22:11  توسط حسن کچل  | 

مجید انصاری که برای امتحان تجدیدی خبرگان دعوت شده بود. ظاهرا قرار بود به دلیل خدماتش در گذشته که نشان خوش خدمتی ایشان بود،مورد حمایت جمع فرهیختگان قرار گیرد .....،با تمام این تفاصیل شامل تک ماده شد و از کنکور با سهمیه خاص عبور کند.

اما چون دولت احمدی نژاد دولت رانت و رابطه نیست و تنها ضابطه را ملاک می‌داند ،تک ماده وی را نپذیرفت و نامبرده را بسان گوجه فرنگی له شده بر زمین کوبید،و همچنان بانگ ای آخ او بر گوش مردمان فرهیخته طنین انداز است.

این رد صلاحیت نماینده‌ای که در دور قبل جزو ثابت و انکار نشدنی مجلس خبرگان بود،از این قصه حکایت می‌کند که یا معیارهای شورای نگهبان تغییر کرده یا اینکه مرحوم انشا الله مغفور ،طی چند صباح نماینگی‌اش در مجلس خبرگان اعمالی رو انجام داده که صلاحیتش مورد تایید قرار نگرفته....

السلام علی من تبع الهدی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت 13:7  توسط حسن کچل  | 
hspace=0

عکاس:سامان اقوامی

 

احمدی نژاد وقتی طالبانی را دید تصمیم گرفت با او حال کند، طالبانی هم تصمیم گرفت احمدی نژاد را سرکار بگذارد،محمود و جلال به یک پارتی رفتند و در آنجا احساس کردند که از همدیگر خوششان می آید. محمود به جلال گفت که دیگر حق ندارد به چنین پارتی هایی پا بگذارد، طالبانی هم به احمدی نژاد گفت که باید تمام روابطش را با تمام دوستان قبلی اش اعم از نصر الله و اسد این جور جک جواد ها به هم بزند. محمود  و جلال سه روز بعد در یک مراسم مفصل پیوندی با هم بستند و چند ماه بعد وقتی با همدیگر بیشتر آشنا شدند و جلال به ایران آمد تصمیم گرفتن از همدیگر جدا شوند، اما با هم دوست بمانند. آن دو یک هفته بعد از هم جدا شدند و پس از جدایی بود که فهمیدند که عاشق همدیگر هستند، در این میان احمدی نژاد با چاوز هم پیمان شده بود و طالبانی را با حزنی مملو از عشق تنها گذاشته بود.

طالبانی امروز به تهران می آید تا ببیند با عاشق دلشیفته اش چگونه به تفاهم می رسد و چطور باید از قید بند عقدها و عقایدی که بر این دو کبوتر عاشق تحمیل شده رها شوند...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 9:39  توسط حسن کچل  | 

اين سخن از کيست؟
"مردم وظيفه ي خود را بهتر از هر کسي مي دانند."

1- رهبر حزب سمت راست
2- رهبر حزب سمت چپ
3- رهبر حزب سمت راست و رهبر حزب سمت چپ
4- روابط عمومي شرکت واحد اتوبوسراني تهران و حومه!

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت 12:34  توسط حسن کچل  | 

بابا، تعداد آدما بيشتره يا الاغا؟
 والا پسرم توي الاغا تعداد آدما بيشتره اما توي آدما تعداد الاغا بيشتره!

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت 10:27  توسط حسن کچل  | 

دل سوخته را به تماشا چه حاجت است/ چون کوی دوست است به سایبر چه حاجت است.

انقلاب پا برهنه ها به فاز جدیدی رسید،این عکس حکایت از آن می کند که هنوز کوخ نشینان کاخ نشین نشده اند.شاید با انقلاب بعدی هم این کوخ نشین به کاخ نشینی برسد.

من دیدم که وظیفه‌ی عقلی و نقلی ام اقتضاء می‌کند که درباره این عکس که روی هم رفته(برای اینکه حمل بر بیتربیتی نشود شما رو ی هم نرفته بخوانید)عکس قابل توجهی است و بسار حرف در خود نهفته دارد،چند کلمه ای بنویسم.

ای کاش این فرش قرمز زبان می گشود و می گفت بر خود می بالد و خدا را شکر گذار است که به این خدمتگزار اجازه نداده اند که با کفش روی فرشی راه برود که خدمتگزار دیگری قرار است قدوم مبارک و میمونش را بر آن گذارد.

چقدر سخت است در عصری که مبدل به عصر تفاوتها شده، تماشاگر بلندیهای استراتژیک بودن،احمدی نژاد با قدی که فکر نمیکنم از یک متر و شصت سانتیمتر فزونی کند به یک بلندی برای این مملکت تبدیل شده،البته اگر با دید مثبت به ماجرا نگاه کنیم می توان تصور کرد که احمدی نژاد از اختلاف طبقاتی خبر ندارد همانطور که از قیمت گوشت و مرغ خبر نداشت و به گمانش گوشت کیلیویی ۴۵۰۰ تومن هست هنوز،البته در اینکه به او بخاطر رئیس جمهور بودنش گوشت را ارزان میفروشند و باعث می شود که او فریاد کند" که چه کسی می گوید گوشت کیلویی ۶۰۰۰ تومن است طرفای ما ارزونتره"شکی نیست.

القصه: قربون برم خدا رو یک بوم و دو هوا رو

بزودی همین اقای بشار اسد که هنوز از اتهام تروریست بودن و نقش داشتنش در قتل رفیق حریری مبرا نشده به همراه دوست دیگر اقای احمدی نژاد جلال طالبانی قدوم مبارکشون رو بروی همین فرشها میگذارند،خداکنه کفشهای انها از کفشهای این خدمتگذار تمیزتر باشد.

ای کاش این فرش قرمز زبان می گشود

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 14:52  توسط حسن کچل  | 

دولت نهم، دولت منتخب مردم

دولت انقلابی محمود احمدی نژاد! با گذشت قریب به ۱۵ ماه و طی طریقی سخت و البته همراه با سرگرمی های روز افزون که به واسطه افاضات آقای رئیس جمهور مردم شهید پرور ایران را مستفیض کرده،بر تصمیم خود مبنی بر خانه تکانی استوار و پا برجا ایستاده است،دیروز فرهاد رهبر هم بدنبال باقی مردانی که میثاق نامه احمدی نژاد را امضا کرده بودند بار سفر بست،گویی گرمابه احمدی نژاد خیلی زود مدیران را به عافیت می رساند،بغچه می بندند و جای دیگری پای سفره پر نعمت و الوان آقای دکتر می نشینند.

محمود احمدی نژاد در مصاحبه مطبوعاتی خود گفت که بزودی خبر خوشی برای مردم آمریکا دارد و با آنها صحبت خواهد کرد،این اظهار محبت احمدی نژاد روزنه امیدی شد برای مردم ایران که شاید در آینده‌‌ای که دیر است و دور نیست. شاید خبر خوشی هم برای مردم ایران داشته باشد،شاید دیگ رحمتش بجوش آید نیت قربتاً عند الله کند و پاسخگوی مردم ایران شود،از صرف هزینه و به نوعی کمک به فلسطین، افغانستان ،عراق،سوریه و دیگر نقاط جهان اسلام که ایران صرف هزینه کرده حرفی بزند،شاید او از تبعیض بی حد و حساب حکومت اسلامی سخنی به زبان بیاورد،شاید او منطقی برای مساوی نبودن روحانیون و مردم عادی در برابر قانون عرضه کند ،شاید بگوید دادگاه ویژه روحانیت هم در حکومت اسلامی افسانه بوده و واقعیت عینی نداشته،شاید او هم از وزیر دادگستری  حمایت کند و بگوید زندانی سیاسی نداریم،شاید روزی نسبت به عزل و نصب های به زعم خود انقلابی پاسخگو شود،شاید روزی بجای بهره بردن از علم خود در ترافیک و ذکر اکیداً گردش به چپ ممنوع ،راه سمت چپ بن بست است به مسیر قبلی خود ادامه دهید،یا سبقت ممنوع اگر کسی از من جلو بزنه رهبری حالشو میگیره ،و عنایاتی چون دم انتخاباته ائتلاف می کنیم !خرمون که از پل گذشت گور بابای ائتلاف،شاید خواب نما شود و از دور برگردان های معروف به دوربرگردان احمدی نژادی(مسیری که ۲۷ سال امدیم به عقب بر می گردیم) منصرف شد.

اما واقعییت:تجربه نشان داده که در این مملکت،ای کاش ،خدا کند،شاید،باید،و.....را کاشتند و سبز نشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 11:53  توسط حسن کچل  | 

یک روز یک پسر کوچولو که می خواست انشاء بنویسه از پدرش می پرسه: پدرجان! لطفا برای من بگین سیاست یعنی چی؟

پدرش فکری می کنه و می گه: بهترین راه اینه که من برای تو یک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سیاست بشی. من حکومت هستم، چون همه چیز رو در خونه من تعیین می کنم. مامانت دولت هست، چون کارهای خونه رو اون اداره می کنه. کلفت مون ملت مستضعف و پابرهنه هست، چون از صبح تا شب کار می کنه و هیچی نداره. تو روشنفکری چون داری درس می خونی و پسر فهمیده ای هستی. داداش کوچیکت هم که دو سالش هست، نسل آینده است. امیدوارم متوجه شده باشی که منظورم چی هست و فردا بتونی در این مورد بیشتر فکر کنی.

پسر کوچولو نصف شب با صدای برادر کوچکش از خواب می پره. می ره به اتاق برادرکوچکش و می بینه زیرش رو کثیف کرده و داره توی گه خودش دست و پا می زنه. می ره توی اتاق خواب پدر و مادرش و می بینه پدرش توی تخت نیست و مادرش به خواب عمیقی فرورفته و هرکاری می کنه مادرش از خواب بیدار نمی شه. می ره توی اتاق کلفت شون که اون رو بیدار کنه، می بینه باباش توی تخت کلفت شون خوابیده و داره ترتیب اون رو می ده. می ره و سرجاش می خوابه و فردا صبح از خواب بیدار می شه.

فردا صبح باباش ازش می پرسه: پسرم! فهمیدی سیاست چیست؟ پسر می گه: بله پدر، دیشب فهمیدم که سیاست چی هست. سیاست یعنی اینکه حکومت، ترتیب ملت مستضعف و پابرهنه رو می ده، در حالی که دولت به خواب عمیقی فرو رفته و روشنفکر هر کاری می کنه نمی تونه دولت رو بیدار کنه، در حالی که نسل آینده داره توی گه خودش دست و پا می زنه.

(www.doomdam.com ابراهیم نبوی)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 10:11  توسط حسن کچل  | 
طرح دولت برای افزایش شدید جمعیت!

گفته می‌شود سطح آمیزش بالا نسبت عکس با آموزش بالا دارد، به همین دلیل دولت در تلاش است سطح آموزش را پایین بیاورد و یا با تاسیس وزارت آمیزش و پرورش، شکاف موجود را بشدت پر کند. از سوی دیگر نیز قرار است هیات دولت رسما طرح دوبچه‌کافی نیست، یک شب جمعه در هفته کم است را به مجلس بفرستد و جزوات آموزشی-آمیزشی نیز به تیراژ وسیع منتشر سازد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 9:51  توسط حسن کچل  | 
به نام خداوند بخشنده مهربان، به نام آنکه هر چه در زمین و آسمانهاست همه به تسبیح و ستایش او که مقتدر و حکیم است مشغولند. آن خدائی که آسمانها و زمین همه ملک اوست. او که خلق را زنده میگرداند و باز میمیراند و او که در عالم به همه چیز تواناست. او که اول و آخر هستی است و پیدا و پنهان همه اوست. او که به همه امور عالم داناست و او که هر چه در زمین فرو رود و هر چه برآید و آنچه از آسمان نازل شود و آنچه بالا رود همه را میداند و هر کجا باشید او با شماست و هر چه کنید به خوبی آگاه است. آسمانها و زمین همه ملک اوست و رجوع همه عالم بسوی اوست. شب را در پرده زرین روز پنهان کند و روز را در خیمه سیاه شب نهان دارد و او به اسرار دلهای خلق هم آگاه است.

با استعانت از آن یگانه عالم و با انگیزه بر جای نهادن نظریات شخصی خویش و انتشار حرفهایی از دیگران که ارزش منتشر شدن را دارند برای گشودن منفذی برای گفتگو، تصمیم به ایجاد این وبلاگ نمودم، امیدوارم با یاری دوستان عزیز(با ارایه نظریات و انتقادات) در توسعه و تعمیق این مطالب همت گمارده وبا یک تعامل دوستانه فکری، دایره معرفتی خویش را تعالی بخشیم. و نیز بدین وسیله محفلی برای دوستی و نزدیکی مهیا کرده باشیم. برای آغاز این بلاگ متنی و سخنی از عارف بزرگ ابن عربی(اندلسی) انتخاب کرده و عرضه میدارم:

تا امروز با همنشینی که همکیش من نبود مخالفت می ورزیدم. ولیکن امروز دل من پذیرای همهء صورتها شده است، چراگاه همه آهوان است و بتکده بتان و صومعهء راهبان و کعبه طائفان و الواح تورات و اوراق قرآن. دین من اینک این عشق است، و هر جا که کاروان عشق برود دین و ایمان من هم بدنبالش روان است.

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 9:42  توسط حسن کچل  |